نارکند

جایی برای دوست بودن


دل خون

پیش‌نوشت: قانون از شاه قدرتمندتر است و مردم از قانون. (جرج بوکنان)

سلام.

بهش میگم: «از دستت خسته شدم، خسته! از ناز و ادات. از اینکه یهو بی‌خبر می‌ذاری میری و معلوم نیست کی برمی‌گردی. خیلی دوستت دارم، حتی بیشتر از روزهای اول آشنایی‌مون، اما باور کن دیگه خسته شدم، بسکه از پی‌ات دویدم، از اینکه احساس مسئولیت نمی‌کنی. واسه همینه می‌خوام بترکم، علی‌رغم اینکه از اینجور ترکیدن اصلاً خوشم نمیاد. این دیگه آخرین اخطاره، جدیه جدی هم هست. اگه فقط یکبار، فقط یکبار دیگه اذیتم کنی یا بی‌خبر بذاری بری، اون وقت من هم می‌ترکم، می‌ترکم چون بالاخره یکی باید درست و حسابی جلوت دربیاد.»

همین جور ساکت زل زده تو چشمای من، مثله همیشه، بدون اینکه حرفام رو جدی گرفته باشه. می‌دونم که به همین زودی دوباره دست از پا خطا می‌کنه و من به ناچار می‌ترکم. و اون وقت اون می‌مونه و حسرت و دو سال و اندی خاطره مشترک!


?سعید | 1388/5/2 | پیوند | 4 نظر | ارسال نظر | موضوع: حرف های دلی

نظر | 1388/5/2
حسن گفت:
مشکل تو اینه که نتونستی براش جدی باشی و مشکل اون اینه که نتونسته تو رو جدی بگیره. بیشتر وقت ها مشکل از جدی نگرفتن طرفین شروع میشه.

یه مشکل دیگه هم اینه که خودش شوخی شوخی شروع شد. تا حالا چندبار بهش گفتم، اما این‌بار جدی جدی‌ام.


اين نظر در تاريخ شنبه, 3 مرداد 1388 و در ساعت 14:03 توسط SaidPink ويرايش شد.
نظر | 1388/5/2
مهدی گفت:
نمیدونم چی بگم !
ولی به نظر من همه ی اتفاقات میتونه با گفتمان حل بشه
البته مثال های نقض زیاد داره
ولی من این رو پیشنهاد میکنم

حرف آدمیزاد که سرش نمی‌شه، بارها بهش گفتم، اما نمی‌دونم جدیداً چرا اینقده بی‌مسئولیت شده!
اگه این چیزا با حرف حل شدنی بود که تو خودت نمی‌ترکیدی؟


اين نظر در تاريخ شنبه, 3 مرداد 1388 و در ساعت 14:04 توسط SaidPink ويرايش شد.
نظر | 1388/5/2
بهار گفت:
مردم یعنی ماالهی بمیرم واسه دل خونتسابقه نداشته تا حالا تو اینجوری بترکیا!!!
سعید جان قبول کن اون نازه و تو نیاز. غیر از این باشه معنا نداره
میگم این احساس مسئولیت که گفتی یعنی چی اونوخت؟؟
خاطره مشترک رو خوب اومدی که بیچاره میکنه همه رو


اوهوم...
اِ... خدا نکنه!
دیگه هیچ ناز و نیازی وجود نداره، وقتی که ترکیدم می‌فهمه.
وقتی می‌گی خاطرات مشترک رو خوب اومدی، مطمئنم از ته دل می‌گی، چون تو خودت از اون‌هایی هستی که یه بار ترکیدن.


اين نظر در تاريخ شنبه, 3 مرداد 1388 و در ساعت 14:06 توسط SaidPink ويرايش شد.
نظر | 1388/5/3
مهدی گفت:
سعید جان ما دوست داریم سایت همیشه بالایسرمون باشه
اینقد انبال اعتراض سبز و قرمز و ...
نباش
الآنم که میدونی کسی عطسه کنه دستگیرش میکنن

به روی چشم


اين نظر در تاريخ شنبه, 3 مرداد 1388 و در ساعت 14:09 توسط SaidPink ويرايش شد.